پس از چندی سفر ، با شوق و ذوق فراوان میل باکسم را باز کردم به امید آنکه مملو از آدرس روسپیان قدیم باشد ، اما :
( پیشاپیش از دوستانی که ایمیل هاشون را انتشار عمومی دادم عذر خواهی می کنم .)
یک وبلاگ نویس معروف :
به به شیخ جان تو هم که اهل حال بودی رو نکردی ، پاشو بیا تهرون یکی دو تا از این داف هاتم بیار خوش می گذرونیم به مولا …
فرشاد از دزفول :
سلام آقای شیخ الشیوخ من فرشاد هستم 18 ساله از دزفول که امسال دانشگاه … تهران قبول شدم و … اما قرض از مزاحمت می خواستم در مورد روابط جنسی من را راهنمایی کنید و …
یک دوست قدیمی اما نادیده ی وبلاگی :
تو هم بت بد نگذره ما رو فرستادی قاطی مرغ ها خودت نشستی به بهونه نوشتن کتاب لای لنگ و پاچه ی ج… ها خوش می گذرونی ، حالا جدا از شوخی این عیال ما ( سلام می رسونه ) یه کیس خوب برات سراغ داره ، می گه بیا این ننه ی منو ببر ( هوی نخند ، ننه خودشو می گه ! ) به جون شیخ هر چی نیلوفر خوبه مادرش ما را نموده ! بیا برش دار ببرش تا هر وقت خواستی باش مصاحبت کن ، من قول می دم هیچی از اونها که تاحالا باشون مصاحبت کردی کم نداشته باشه بلکه یه چیزی هم زیاد داشته باشه ، هزینه شم هرچی بشه چشمم کور خودم می دم !
یک وبلاگ نویس نه چندان معروف :
شیخ جونی من که از رده خارجاشا سراغ ندارم اما تا دلت بخواد هولوهاش موجوده آدرس بدم ؟
ناشناس :
عمه داری ؟
میتونی بری باش مصاحبت ، مناسب هم هست …
خدا را شکر داستان های جذابی که از زنان روسپی و مردان روسپی باز در این چند مدت شنیدم ، بازگو نکردم و اگر نه باید باقی عمر مجازی خویش را به شغل شریف دلالی محبت و یا از نوع اسلامی آن شیخ المحبت می گذراندم ![]()
اما سخن از شیخ المحبت به میان آمد ، جالب است بدانید بدترین نوع فحشا را در ایران در شهر مقدس قم و در جوار مروجان دین ، آنان که به گفته ی خودشان لباس پیامبر به تن کرده اند یا خواهند کرد دیدم .
دروغ نیست که بگویم ، تلخ است دیدن فحشا در زیر پرده ی دین ! ( با پوزش از عزیزانی که به پدیده ی صیغه معتقدند ! )
آن هنگام که با طلبه ی بیست و سه ساله ای که سه زن صیغه ای داشت در مکان های مورد نظرش برای دیدار زنان صیغه ای قدم بر می داشتیم به آن چه شنیده بودم اما می پنداشتم دروغ است می اندیشیدم من دیدم :
- زن سی و دو ساله ای که روزانـــــــــه صیغه می شد و با افتخار از ثواب اخروی اش دم می زد . ( گویا زنانی که عمل استریلیزاسیون انجام داده اند نیازی به نگه داشتن عده ندارد ، حتی تعدادی از آنها معتقد بودند در صورت استفاده از ک.اندوم هم نیازی به نگهداری عده نیست ! )
- من در گوشه و کنار این کشور دخترکان روسپی زیادی دیده ام که در درون از عمل خویش کراهت دارند و عذاب می کشند اما دخترک صیغه ای را دیدم که به او آموخته بودند هر بار خوابیدن به زیر طلبه ها و روحانیون چنان ثوابی در بر خواهد داشت که با فاطمه ی زهرا در بهشت محشور خواهی شد !
- من دخترکان خوش بر و رویی دیدم که با سه سکه به عقدت در می آیند و می شوند زن شرعی و قانونیت در حالی که تنها وظیفه ی خویش را ارضای تو می دانند !
و …
نوکواره 1 : بی خود سعی نکنید برای شیخ الشیوخ حرفی یا حدیثی در آوردی ، شیخ الشیوخ همچنان شبانه روز با معشـــــــــــــــــــــــــــــــوقه ی دوست داشتنی خویش روزگار می گذراند
.
نوکواره 2: بسیار بر من خرده گرفته اید که تو را چه به دیدار این زنان ، بگذارید ، بگذارید ثبتشان کنم .
.
نوکواره 3: جز ما بودند کسانی که بسیار با این زنان نشست و برخاست کردند ، از ان پیرمرد اجنبی مارکز گرفته تا مولانای خودمان ! و بسیاری دیگر ( بشنوید داستان دیدار مولانا با روسپیان را با صدای علیرضا میبدی )
.
نوکواره 4 : خوبی سفر به قم این بود که فهمیدیم آرش خان امروز یعنی پلنگ خان صورتی دیروز در این چند ماه که وبلاگش را حذف نمود و به غیبت صغری رفت ، یک بانوی 55 ساله را به قرار مهریه ی 500 سکه ی طلا در ماه به عقد خودش درآورده بود ، گویا بانو هم با وبلاگ نویسی به شدت مخالف بودند
.
نوکواره 5 : کاوه عزیز مدت ها به مسعود بسیار عزیز تهمت می زد که تو همان آرش نه چندان عزیزی ! خدای را هزارمرتبه شکر مسعود از این اتهام تبرئه گشت و خیال دوست دارانش را آسوده نمود !
فارغ از شوخی آرش جان خوش بازگشتی رفیق ، خوش !




داداش، خیلی پایه این تحقیقاتتیم.
دغدغه ما هم هس.
منتهی تو هم جسارتشو داری و هم امکانات عملا تحقیق کنی.
ولی این ماجرای عده بدجوری برای من سوال بود که چه می کنند. اصلا راه نداره. از کنجکاوی، من پرسیدم. گفتن زناست همین زنهای صیغه ای اگر عده نگه ندارند به شرط …. نمی دونم به فقاهت خودشون حکم می دن این زنها… جالبه…
خوبه ریشه ای کار کرد. ریشه این حکمای من درآوردی رو پیدا کرد. اونوقت دیگه نمی شه به راحتی اون زنها رو مجاب کرد و با احساس خوب اون کارو بکنند.
…………………………………………………..
شین جان
نگه داشتن عده تنها برای مشخص شدن حامله بودن یا نبودن زن است بنابراین به فتوای مراجع زنانی که لوله شون را بستن نیازی به نگه داشتن عده ندارن اما در استفاده از ک.اندوم من فتوایی مبنی بر تاییدش ندیدم !
سلام عزیزم! از ما عصبانی باش..و از این عصبانیت بمیر!…شما هم do as u wish..ما میککنیییم…حالشو میبریم … شما هم بکن تو پریز !…;)…
bye..baaaaaaaaaaaaaabyyyyyyyyyyyyyyyyyyy!!!!
خوب معمولا “هر کسی از ظن خود شد یار من”!
یا شیخ درک صحیح از هدف تحقیقات شما برای دوستانی که ذکر کردی حاصل نگشته بود!
می شنویم داستان مولانا را از علیرضا میبدی عزیز.
[...] نگاهی قافلۀ شاماتِ خود می کرد، پس از رجعت از زیارت قم در مقاله ای سهمگین (+) بر ما تاخته و این بندۀ حقیر سراپا تقصیر را مورد [...]
1. چه شد که به یادِ ما افتادید ای دوست؟
2. یا شیخ ما گمان داشتیم که با آن شمایل گریم شده و زیر خروارها ریش و پشم، دیگر در آغوش نسوان جمیلۀ قمی شناخته نخواهیم شد اما گویا مهر ما در آن شب زیبای ساحل زاینده رود چنان بر دلتان نشسته است که چهرۀ رخشنده (!!) ی مان را از چند فرسخی شناسایی می فرمایید. بنازیم به آن چشمان هیزتان!
3. همانا تنها نقطۀ اشتراک ما و شما در فتیش یکسانمان (ژانر Mature) است؛ و البته هم آغوشی با جمیلاتِ میانسال، هر آینه چه نیکوست!
4. دمت گرم داشی، دیگه ما شدیم “نه چندان عزیز”؟! اشکال نداره، هرچه از دوست رسد نیکوست…
5. یا شیخ حسابی توی امورات روسپی و روسپی خونه فرو رفتی؛ یه نگاهی بنداز به پست هات: همه اش در مورد اینه. یه کمی تنوّع بدک نیست (موافقم که موضوع مهم و قابل تأملیه)
6. نوکوارۀ دومت ما رو به یاد اشعار کوبندۀ لورکا، اکتاویوپاز و تا حدّی بامداد (شاملو) انداخت. راستی، هنوز دست از این نوکواره بازی برنداشتی؟
7. بازم مرسی که به یادِ ما بودی. بیا به لونۀ صورتی رنگمون؛ نمیشه که هی ما بیایم. در ضمن همون طور که در Trackback (کامنت چهارمت) دیده میشه دربارۀ شما سطوری مرقوم فرمودیم که دعوت می کنیم مطالعه بفرمایید
عجب قائله ای .. ! خداوندگار ختم به خیر کند …
یا شیخ،
براستی تحقیقت بس سخت و طاقت بر می نماید،
گرچه مقصد ناپدید می نماید ولی هر راهی را پایانیست، قابل ستایش است پشت کارت،
خوش وقت و پیروز باشی!
بدرود
متاسفانه من که چیزی که شما میخواستید , با ویزگی هایی که به درد تحقیق شما بخوره رو نتونستم پیدا کنم.
موفق باشید
اتفاقا مهمترین دلیلی که برای عده می گن جنبه روحی روانی اشه که آدم بعد از تموم شدن یه رابطه، یه مدت نیاز به دور بودن داره. جالبه از دید روانشاسی هم خیلی این توصیه شده که بعد جدایی یه مدتی با کسی رابطه نداشته باشه طرف. خصوصا و موکدا رابطه جنسی.
همین فقها هم همین دلیل عاطفی رو می گن. وگرنه تشخیص حاملگی که سه سوته. دیگه عده سه ماه جدایی و چهارماه و ده روز وفات شوهر رو نمی خواد. جالبه برای وفات شوهر هم بیشتره.
اتفاقا دقیقا استدلال می کنند زن یائسه هم باید عده نگه داره هرچند اصلا امکان بارداری اش نره. برای همین موضوع حاملگی نیست. موضوع جلوگیری از دیوانه شدن و فحشاست به نظرم.
سلام شیخ عزیز
خدا قوت.
از تو بعیده که به این حرف و حدیثا اعتنا کنی.
کسی که تورو می شناسه و خواننده ثابت اینجاست، که همچین فکری نمی کنه.
کسی هم که نمی شناسه به جهنم! بزار انقد اینطوری فکر کنه تا خسته بشه.
به هرحال هممون منتظر و مشتاق خوندنش هستیم.
———————————————————————————
پ ن : با نظر ش موافقم زیاد.
اومدی قم به ما سر نزدی؟
[...] که مطمئنم وبلاگستان رو تکان خواهد داد ! هر چند این مطلب پس لرزه مطالب قبلی اش است [...]
شیخ این ایمیل ها که نوشتی را وقتی میخوانم و باچهره ی دوستان وبلاگ نویس مقایسه میکنم میبینم اصلا در پشت ظاهر پیداشان این نهان بعید است اما چه کنیم که هست خصوصا اینکه شاید یکی از آنها شاید هم بیشترشان را بشناسم بگذریم شیخ کاری به آنها ندارم چون میدانم تو هماره به هدف خود استواری و ثابت قدم .
شیخ تو خود نیک میدانی من از این مردانی که دین را تبلیغ میکنند بی زارم حتی از دینشان نیز هم و اصلا کار این کژ عهدان و کوردلان را شدیدا زیر نظر دارم و تماما به این هایی که شما گفتی واقف اما چه کنم که سخن گفتن در این باب باعث اتهام به توهین به اسلام نیز هست زنانی که برای ثواب به این کار دست میزدند شیخ از درون بیمارم میکند فکر کردن به این مذهبیون
+ ای شیخ محبت شما را میرساند این نکواره ای که به داستان من خاک و من کمترین و داستان این همه بازیه سرنوشت که نبود آرش برای ما بوجود آورد و لطفی که دوستانی همچو کاوه به من داشتند / باعث افتخار است که نوکواره ای باشیم نه حتی کوچکتر نقطه ای باشیم پایین متن شیخ / ای شیخ بزرگ به ما افتخار بودن دادی / با ما بمان هماره که با تویم ارزوست و بس و اینجا بی تو پدر ندارد گویی .
ابروی یار در نظر و خرقهء سوخته – جامی به یاد گوشهء محراب میزدم
روی نگار درنظرم جلوه می نمود – وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم
تلخ است دیدن فحشا در زیر پرده ی دین !
تف به اين روزگار……
ما که منتظریم و با دیگران هم کاری نداریم
یا شیخ حالا این عده ای که اینها نگه داشته بودند جرمشان چه بود؟
shoma age payan name dar bare zanan kharab bedi
sad ke kame hezar migiri
گویا شیخ وبلاگستان عزم سفر کرده اند!
http://masgh.wordpress.com/2008/09/13/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%B2%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AF/
یا شیخ شما دقیقا ما را به یاد مرحومان مغفور مارسل پروست و روژه مارتن دوگار می اندازید که هر فصل از آثار جاویدان خود (در جستجوی زمان از دست رفته/خانوادۀ تیبو) را در یک دهه از عمر خود می نگاشتند و به خورد خلق الله گرسنه و خمار می دادند. خواهشمندیم زودتر آپدیت بفرمایید دلتان به حال خودتان و آن جمیلات قمی نمی سوزد به حال ما پیرمردان صاحب دل اصفهانی بسوزد.
addet kardam
شیخ داستان مولانا و روسپیان اشک از چشمان ما بدر کرد آری گویی گریه است از غم یا شوق نمیدانم تو نیز چون اویی شیخ باورم کن راست گفتم
سلام خوبي؟
اينم وبلاگ من دلم ميخواد برا اولين پستم كه در مورد خودمه يه كامنت كوشولو بذاري!!!
http://adamebarfi.wordpress.com/
خدا عقلتان دهاد.
از بیکاریه دیگه
چه میشه کرد
یا خدا فقط شفا
az ghom zane sighei mikham
09366570870