خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘Uncategorized’ Category

اختگان
لم داده بر اورنگ خداوندی
جنگ را
                  آلتی می سازند
تا برای دخترکان پستان بر نیامده
                          حرامزاده را هجی کنند .
ح – تطهیری
نوکواره :  حال که دولت خجسته ی محمود بار دیگر برای نوکری ملت و امت اینجا و آنجا ( کجا ؟ ) چاکرانه در خدمت است و گویا مملکت هم امن و امان ( این وسط  [...]

Read Full Post »

به حول و قوه الهی بلاگستان فقط لسان الارض کم داشت و عین السما که به یمن وجود ایـــــــن خانـــــــــم دکتـــــــر که نه خانم بهداشت جمیع بلاگستان دست در دست هم مشغول اعتراف و اقرار و بازجویی اند و بابا برقی بلاگستان در نقش آقای ایمنی تحقیقی می نگارند که ، که  چه [...]

Read Full Post »

نکن جانم
نکن
اصلا به ما چه بکن ؟
فقط فکر ما نیستی فکر اون بابای نگون بختت باش که 30 سال کار کرد و حاصل زندگیش شده یه پراید ، اون وقت توی لندهور در کسر ثانیه چپش می کنی !
نه خدا را خوش میاد ؟
جون اون دافت خدا را خوش میاد ؟
اصلا من هیچی نمی گم [...]

Read Full Post »

نیروی انتظامی

دروغ چرا ؟
آقام جان ما تا قبل از خدمت در نیروی انتظامی می پنداشتیم ، برادران زحمت کش ناجا یه مشت انسان مفت خور و مفید از فایده هستند ، بی اندک سودی برای جامعه و معضلی حل ناشدنی برای بشریت
لکن
این روزها پس از اندک زمانی خدمت در نیروی انتظامی به شدت پی به [...]

Read Full Post »

بچه کجایی ؟
- تهرون
اینجا چه کار می کنی ؟
- دانشجوام
این موقع شب تو خیابون چه کار می کردی ؟
- هیچی
چیکار می کردی می گم ؟
- قدم می زدم به خدا
تو این سرما ؟
- سکوت
معتادی ؟
- نه به خدا
آستینتو بزن بالا ببینم
- سکوت
آستینتو بزن بالا می گم !
- ( از جا می پره ) چرا داد [...]

Read Full Post »

آخه خواهر من ، مادر من ، قربوت اون تاپ صورتیت و چادر نما ز گلگلیت برم ، اینم شد کار ، خدا وکیلی بزار یه لقمه نون از گلومون پایین بره ، یعنی چی ؟ هر شب زنگ می زنی 110 ما را می کشی اونجا که چی ؟ که : ” آقاهه همساده [...]

Read Full Post »

نمای اول :

آخه جناب سرهنگ
قربون اون جایگاه سرتیپیت
قربون اون قپه های روی  شونه ات
به پیر ، به پیغمبر ظلم
ظلم به مولا
به امام حسین ظلم
ظلم وقتی مردم پشت در، تو سرما سگ لرز می زنن ، شما پرسنل محترم نیروی انتظامی را می بری مسجد زیارت عاشورا
ظلم مردم پشت در علاف و در به در بشینن [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »