خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

پیوسته به مجامعت مشغول مباش … اما از غلامان و زنان میل خویش به یک جنس مدار تا از هر دو گونه بهرور باشی وز دو گونه یکی دشمن تو نه باشد .
تابستان میل به غلامان کن و زمستان میل به زنان کن .
قابوس نامه صفحه 86

و چه نیک فرمود عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن قابوس بن وشمگیربن زیار به سال 475 قمری که تابستــــــــــــــــــــــان جانم ، تابستان :!: الان هم حق با شما هوا رو به گرمی نهاده اما از بهار هنوز مانده دودانگی :!: اصلا این هم هیچ  عنصرالمعالی مثقالی چند ! لااقل حرف رییس جمهور مردمیمان را زمین نیندازید ، مگر گفته هایش در کلمبیا از خاطرتان رفته ؟

چــــــــــــــــــــــــــی ؟ رییس جمهور و دروغ ؟ گویا هنوز سروکارتان با خیلی جاها نیوفتاده که زبان بر دهان نمی گذارید !

جانم اصلا بیایید وارد سیاست نشویم ، جان مادرتان بی خیال همجنس خواهی و چمیدونم بازی !! بشوید این فصل را ، چرا که جان شما نباشد جان سردار رادان  هیچ لذتی ندارد گشت زنی کنار دبیرستان های پسرانه برای به دام انداختن شما :!: در حالی که می شود سر چهار راه اصلی شهر امنیت اخلاقی بر پا نمود و مینی بوس ، مینی بوس جماعت دامن پوش و زبانم لال کم حجاب را روانه ی کلانتری نمود و تعهد بگرفت !
پس امان دهید عزیزان امان دهید همانا که طبق فرموده در کلمبیا ایران زمین بری است از چون شما ، بگذارید پلیس مملکت به کارش برسد !

نوکواره : والا به مولا من از بچگی  هیز نبودم ، اصلا نمی دونستم چشم چرونی چیه و چه لذتی داره ؟! اما خب این گشت امنیت اخلاقی و ارشاد اسلامی با ما چه ها که نکرد ، اصلا اگر دست من بود دستور می دادم هر چهار فصل سال امنیت اخلاقی برای نسوان به پا دارند چه معنی دارد فقط یک فصل !

به حول و قوه الهی بلاگستان فقط لسان الارض کم داشت و عین السما که به یمن وجود ایـــــــن خانـــــــــم دکتـــــــر که نه خانم بهداشت :!: جمیع بلاگستان دست در دست هم مشغول اعتراف و اقرار و بازجویی اند و بابا برقی بلاگستان در نقش آقای ایمنی تحقیقی می نگارند که ، که  چه می کند از برای نابودی طبیعت و ناز انگشتای بارون و سرو چمان و عطر کاج و لب جوی و کمان ابروی و سبزه عذار زمین و زمان و یا چه می کند از برای سبزی رقص و زلف و خال و خد و قد و دامن و برق نگاه و کمان ابرو و کمند زلف و طره موهای زمین تا فردا روزی که تخم و ترکه ی من و شما  آمد و نشست در فلان کنفرانس و بهمان میتینگ نگوید اجدادمان با زمین ملاعبه و معاشقه و معانقه نکرده مباضعه نمودند و حال از برای اندکی اکسیژن بیشتر باید اندام واره ی زنانگی های زمین را لیپوساکشن کنیم و چمیدونم تف به قبر پدر اجدادمان که آداب شب زفاف ندانسته ، زمین را زن صیغه ای خویش می پنداشتند و غافل از آن که بدانند بسیاری از ما به اندازه ی لکاته ای هرجایی هم ارزشی از برایش قائل نبودیم !
بگذریم
برویم  بر سر اصل مطلب که همان اعتراف به اسرار مگوست و آسیبهایمان به زمین ، راستش از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان برای همچو منی که سراسر عمر عبد و عبید و کتاب و مطالعه بودم و شرابا طهورا نوشیده و می نوشاندم :!: مجالی از برای نابودی زمین باقی نمانده تا آن زمان که یا علی گویان لباس سبز رنگ ناجا را به تن کرده برای خدمت به نظام مقدس راهی پادگان گشتیم ! باری هنوز اندک زمانی بیش از حضورمان در پادگان نگذشته بود که پی بردیم ، هیچ بووییی از مردانگی نبرده ایم چرا که یک مرد واقعی دارای سه مشخصه ی اصلی است :
1 ) با صدایی بلند و رسا باد معدش را خالی کناد
2 ) با صدای بلند محتویات دماغش را خالی کناد
3 ) بوی جورابش به بوی زیر بغلش گوید زکی !
باری از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان ما نیز دست در دست هم خدمتی هایمان ، برای اثبات مردانگی مان  لوبیای صبحانه ، قرمه سبزی ناهار و آش رشته ی شام را با کمال میل تناول کرده و شباهنگام آن زمان که صبح صادق دمیده بود اما هنوز ستارگان در آسمان می درخشیدند هم نوا با دیگران تصنیف تخریب لایه ی اوزون سر داده و هر روز در پی فراخ تر نمودن سوراخش بر می آمدیم اوزون را !
خواب در چشم ترم می شکند باقی اعترافات و ایضا کارهای نکویمان از برای بزرگداشت زمین باشد در مجالی دیگر .

نوکواره : بابت تمام پیام های بی پاسختان برای نوروز شرمسارم .
نوکواره : یادش به خیر روزی ایـــــــن را نگاشته بودیم .
نوکواره : والا به مولا بنده در عجبم توی بلاگستان فقط این آیکن فید بنده موجب تخریب محیط زیست می گردد که خانم دکتر دستور حذفش را صادر نمودند ؟

نوکواره : دعوتــــــید ، شما دوستان عزیزم که مدت هاست ازتون بی خبرم ، به وبلاگتان سر نزده ام ، سراغی ازتان نگرفته ام اما همیشه به یادتان بوده ام و دوست ترتان می دارم !

نکن جانم
نکن
اصلا به ما چه بکن ؟
فقط فکر ما نیستی فکر اون بابای نگون بختت باش که 30 سال کار کرد و حاصل زندگیش شده یه پراید ، اون وقت توی لندهور در کسر ثانیه چپش می کنی !
نه خدا را خوش میاد ؟
جون اون دافت خدا را خوش میاد ؟
اصلا من هیچی نمی گم تو بگو !
بگو
گوساله برادر من ! پشت پراید با 120 تا سرعت جای این جور خاک توسری هاست ؟
جای سانفرانسیسکو رفتنه ؟
جای بی ناموسیه ؟
جای بوس و کنار و ایناس ؟
جای زبونم لاله ؟
جای استغفرالله …
نه خب اگه هست بگو هست !
عزیز من از قدیم گفتن هر نکته جایی و هر مالش مکانی دارد ، اصلا قبول ، حق با تو پشت فرمونم مکانیه برا خودش ؛ اما با 120 تا سرعت ، الاغ ؟
لااقل یه گوشه کناری دور از دید امت و ملت بزن کنار ، یِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــا علی ! نه اتوبان
نه اصلا فکر کن ببین ارزشش رو داره که دو دقیقه راست شی و ماشین چپ شه ؟
بعدشم که اون هیکل آش ولاشتونو از ماشین می کشیم پایین و زیپتونو بالا ، با کمال پرویی میگید : ” داشتیم درس می خوندیم نفهمیدیم چی شد ماشین چپ کرد “
آخه ننت خوب ، بابات خوب من نمیدونم تو دانشگاه جز تنظیم خانواده به شما درس دیگه ای نمیدن  که راه میوفتید پشت فرمون کارگاه تنظیم خانواده برگزار میکنید ؟
والا به مولا انتگرال دوگانه پشت فرمون حل کردن راحت تره تا این بی ناموسی هاست !
نکن جانم
نکن

نیروی انتظامی

دروغ چرا ؟
آقام جان ما تا قبل از خدمت در نیروی انتظامی می پنداشتیم ، برادران زحمت کش ناجا یه مشت انسان مفت خور و مفید از فایده هستند ، بی اندک سودی برای جامعه و معضلی حل ناشدنی برای بشریت :!:
لکن
این روزها پس از اندک زمانی خدمت در نیروی انتظامی به شدت پی به خلاف پنداشته ی سابقم بردم !
چی ؟
حرف شما هم متین ! کاملا صحیح می فرمایید !
درست است ، شما هم جز کتک کاری با زن و دختر مردم و اللی یللی کف خیابون چیزی از این پرسنل محترم ندیده اید

اما این تنها یک روی سکه است ! 
مطمئنم هیچ یک از شما آگاه نیستید ، اگر این برادران و خواهران زحمت کش نبودند میزان جرم و جنایت و اعتیاد و فحشا و خلاصه تمام جرم های کوچک و بزرگ که به مخیله تان می رسد افزایش چشم گیری می داشت :!:
بی خود موضع مخالف نگیرید و به من اعتماد داشته باشد !
مطمئن باشید و شک نکنید این گفته ی من از روی احساس نیست بلکه یک اصل ثابت شده است !
.
چرا ؟
گوش بگیرید
الحمدالله نیروی انتظامی با جمع آوری عده کثیری از اراذل و اوباش و خلاف کارهای جامعه و پوشانیدن لباس سبز رنگ بر قامت ایشان موجبات جمع آوری این جماعت علاف و بیکار و سپردن شغلی مهم به آنان را بر عهده داشته و با این ترفند تعداد بی شماری خلاف کار از کوچه ها و پس کوچه ها و خیابان های کشور کم نموده و امنیت را برای من و شما به ارمغان آورده است :!:
بنابراین من هم به شما پیشنهاد می کنم اگر زبانم لال از دوستان و آشنایان و فامیل و اهل محل شخصی را می شناسید که موجبات خفت و خواری خانواده را فراهم نموده ، سریعا به نیروی انتظامی معرفی نمایید که در حال حاضر نیروی انتظامی با مدرک دیپلم به بالا استخدام می نماید !
.

نوکواره : اعتراف می کنم اصل فوق تنها برای نود و نه و نیم درصد پرسنل نیروی انتظامی صدق می کند و باقی پرسنل انسانهای شریف و زحمت کشی هستند .

نوکواره : در پست پیشین هی اومدید گفتید شیخ زیرسیبیلی رد کن ، شیخ کوتاه بیا ، شیخ فلان ؛ ما را هم جو اخذ کرد همین کار را کردیم ، اون از بازداشت اینم از اضافه خدمت ، نه خدا وکیلی می خوام بدونم کدومتون حاضرید یه روز از این اضافه خدمت ها را بکشید :!:

بچه کجایی ؟
- تهرون
اینجا چه کار می کنی ؟
- دانشجوام
این موقع شب تو خیابون چه کار می کردی ؟
- هیچی
چیکار می کردی می گم ؟
- قدم می زدم به خدا
تو این سرما ؟
- سکوت
معتادی ؟
- نه به خدا
آستینتو بزن بالا ببینم
- سکوت
آستینتو بزن بالا می گم !
- ( از جا می پره ) چرا داد می زنی ؟
] آآآآخ شرمنده ام آبجی ، کاش می دونستی من بیش از تو اینجا زجر می کشم ، به خدا اگه دست من بود الان معرفیت می کردم به ایـــــــــن زن ، اما افسوس  [
معتاد نیستی  پس اینا جا چیه رو دستت ؟
- سکوت
چند وقته فرار کردی ؟
- فرار نکردم به خدا
- تو را خدا ولم کنین ، به خدا کاری نکردم
بشین همینجا تا مامور زن بیاد !
.
- عروسک جون ، فدات شم چشات رنگی نداره

...

ببخشید جناب سرهنگ ، دیشب تاحالا داره تو بازداشتگاه می خونه ، تا حالا تو عمرمون صدا ضعیفه نشنیده بودیم ، حالا شنیدیم ، همین که خدا سوسکمون نکرده باس خدا را شکر کنیم جناب سرهنگ !!
برو صداشو خفه کن :!:
] دمت گرم آبجی ، با صدات یه شب خوش از خدمت تو ناجا برام ساختی [
ساکت دیگه ، خجالتم نمی کشه
- سردمه ، گشنمه ، ولم کنین توروخدا

آخه خواهر من ، مادر من ، قربوت اون تاپ صورتیت و چادر نما ز گلگلیت برم ، اینم شد کار ، خدا وکیلی بزار یه لقمه نون از گلومون پایین بره ، یعنی چی ؟ هر شب زنگ می زنی 110 ما را می کشی اونجا که چی ؟ که : ” آقاهه همساده شوهر زری خانوم اینا با صدای بلند باد معدش را خالی می کنه :!: بچه هام بد خواب می شن ” یعنی چی ؟ انتظار داری ما بریم بگیم آقاهه همساده نگ…ز؟ نه خداییش انتظار داری این کارا بکنیم ؟ خب چهار دیواری اختیاری عزیز من !

از اون بدتر خانم عزیز ، زنگ می زنی 110 می گی طرف سر جاده شومبول شریف را در آورده داره گلاب بروتون می کنه ؟ خب عزیز من طرف آدمِ خدای نکرده شتر که نیست ! تا ما برسیم اونجا ، کارشو کرده استبرا هم کرده رفته خونش ، اون وقت تنها کاری که از ما بر میاد اینه که ببینیم مرض قند داشته یا نه :!:

حالا اینها به کنار گـــــــــوساله تو خواب نداری ؟ استراحت نداری ؟ به خدا دلمون لک زده برا یه خواب 6 ساعته اون وقت تو هر نصف شب میری روی دیوار مدرسه دخترونه می نویسی ” دافی شاپ ” که چی بشه ؟ پس فردا سرباز می شی دلت لک می زنه برا خوابیدن !

یا تو دخترم ، گلم ، نازنینم این که رفیق ِ شفیقت ، دوست پسرت را بلند کرده دلیل نمیشه ما را زا براه کنی خدا وکیلی ، آخه یعنی چه ؟ چپ میرن ، راست می رن ، زنگ می زنی می گی مورد منکراتی فلان جا :!: ول کن به مولا  

یا شما خانم و آقای محترم خدا را خوش میاد ؟ شب ِ جمعه بعد از انجام فریضه مثه سگ و گربه به هم میوفتید ؟ حالا ما هیچ شاید همسایه بغلی فریضش را انجام نداده باشه :!: به فکر اونا باشید لااقل !

نوکواره : دو چیز در ناجا مسری است ، یکی شکم بر آمده و دیگری بد دهنی :!: بنابراین اگر فردا روزی در اینجا مطالب بی ناموسی دیدید تعجب نکنید !

 

نوکواره : سابق بر این پست های خانقاه و گرمابه را پیش از انتشار شماری از بهترین وبلاگ نویسان ویرایش می کردند تا فاقد غلط املایی باشد ، اما این روزها از نگارش تا انتشار این پست ها 5 دقیقه طول می کشد ، بنابراین بابت غلط های املایی موجود پوزش فرماندهان محترم ناجا من باب بی خوابی های مکرری که به من می دهند را پذیرا باشید :!:

نمای اول :


آخه جناب سرهنگ
قربون اون جایگاه سرتیپیت
قربون اون قپه های روی  شونه ات
به پیر ، به پیغمبر ظلم
ظلم به مولا
به امام حسین ظلم
ظلم وقتی مردم پشت در، تو سرما سگ لرز می زنن ، شما پرسنل محترم نیروی انتظامی را می بری مسجد زیارت عاشورا
ظلم مردم پشت در علاف و در به در بشینن ، پرسنل محترم برن سینه زنی و برای مردم غزه اشک بریزند
ظلم روزی دو تا زن خود فروش را بفرستی دادسرا ، اما برا مردم مسلمون فلسطین تو نماز جمعه ، کیسه بگیری و پول جمع کنی !
ظلم
به هر کی می پرستی ظلم

نمای دوم :


آخوند : ماهواره دارید ؟
من : خیر
ذهنم : پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
آخوند : تا به حال ماهواره دیده اید ؟
من : نه خیر حاج آقا
ذهنم : در نظر بازی ما بی خبران حیرانند ! مردک
آخوند : سایت یا وبلاگ تو اینترنت چطور پسرم ؟
من : نه متاسفانه حاج آقا ، اما خیلی علاقه دارم ،  یه بار تو دانشگاه یکی از دوستام برام ایمیل ساخت :!:
ذهنم : من اگر گوشه ی میخانه نشستم به تو چه ! الدنگ
آخوند : احسنت ، نماز جمعه هم که شرکت می کنی ؟
من : بله حاج آقا ، اما این هفته به امامت شما بود حاج آقا ، خیلی سعی کردم اما نگهبان بودم ، سعادت نشد !
ذهنم : تو اگر گوشه ی محراب نشستی ، صنمی گفت چرا ؟ گوساله
آخوند : شما که ماشاالله درجه داری ، مگر نگهبان می گذارندت ؟ البته نگهبانی هم عبادت بزرگی است .
من : بله حاج آقا ، حتی قراولی هم می گذارندمون !
ذهنم : تمام فحش های “کش” دار عالم :!:

نمای سوم :
به توصیه دوستان و ترس از حفاظت اطلاعات ناجا که قدرتشان را از نزدیک لمس کردم :!: از بازگو کردنشان معذورم اما دیری نمی پیماید که بگویمتان نمای اندکی از کثافات پلیس مملکتی را  !

نوکواره :
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تـــــــــــــــزویر میکنند

« Newer Posts - نوشته‌های قدیمی‌تر »